خرید بک لینک
خسته ام از این کویر٬ این کویر کور و پیر این هبوط بی دلیل ٬این سقوط ناگزیر آسمان بی هدف٬باد های بی طرف ابر های سربه راه٬بید های سر به زیر ای نظارهٕ شگفت٬ای نگاه ناگهان! ای هماره در نظر٬ای هنوز بی نظیر! آیه آیه ات صریح٬ سوره سوره ات فصیح! مثل خطی از هبوط٬مثل سطری از کویر مثل شعر ناگهان٬مثل گادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آرتین حسینی‌پور تاريخ: چهارشنبه 24 خرداد 1396 ساعت: 18:00

من ارگِ بٙم و خِشْتْ به خِشتَم مُتلاشی تو نقشِ جهان، هر وَجبَت تِرمه و کآشی... #حامد_عسکری نوشته شده در چهارشنبه هفدهم خرداد ۱۳۹۶ساعت 12:48 توسط بهار| ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آرتین حسینی‌پور تاريخ: چهارشنبه 24 خرداد 1396 ساعت: 18:00

تسلیت میگم به ملت ایران و خانواده های شهدای مجلس و حرم امام خمینی(ره)

برچسب: نویسنده: آرتین حسینی‌پور تاريخ: چهارشنبه 24 خرداد 1396 ساعت: 18:00

از وقتی فریاد کشید تا شهر دروغ حتی یک کلمه هم با من حرف نزد. من هم راحتش گذاشتم و چیزی بهش نگفتم. اما من فقط از او سوال کردم . انتظار داشتم با ملایمت جواب قانع کننده ای بشنوم. خودمانیم ها ماشین سواری خیلی کِیف داد! «فصل سوم: شهر دروغ» وارد شهر دروغ ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آرتین حسینی‌پور تاريخ: چهارشنبه 24 خرداد 1396 ساعت: 18:00

اولين چرخ خياطى توسط مظفرالدين شاه از سفر فرنگ به ايران آورده شد. مردم ايران در ابتدا بر این باور بودند كه دوختن لباس با آن پارچه را نجس مى كند چرا كه اين وسیله ساخت فرنگستان بود! برچسبها: عجیب و غریب ها, دانستنی هانوشته شده در جمعه نوزدهم خرداد ۱۳۹۶ساعت 19:40 توسط بهار| ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آرتین حسینی‌پور تاريخ: چهارشنبه 24 خرداد 1396 ساعت: 18:00

_گفت : جمعه ها آدم خیلی دلش میگیره ولی از اون بدتر اینه که عصرِ جمعه خونه باشی و بارون بزنه. _گفتم : آره؛ اینجوری که آدمو خفه میکنه! _گفت : میدونی؟ خیلیا توو جمعه شاعر شدن! تو حالا چیزی توو جمعه ها نوشتی؟ _گفتم : من جمعه ها رو شیشه ی بخار گرفته ی پنجره، با انگشت مینویسم : "لطفا یکی مرا از مرگ نجاتادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آرتین حسینی‌پور تاريخ: چهارشنبه 24 خرداد 1396 ساعت: 18:00

تفلُد تفلُدت مباااااارکـ♥ــ خواهری گلمان امروز*_*تولدشـ♥ــه^_^ مباااااارک مبااااارک تولدت مبارک:) یگانه عزیـــــــــــــزم^_^ خیلییییی خوشحالم از اینکه با تو آشنا شدم خیلیییییی خییییلیییی تبریک میگم^_^ و برات بهـــــترین آرزوهــــــا رو دارم^_^ اُمیدوارم همیــــــــشه خوب باشی^_^ و همادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آرتین حسینی‌پور تاريخ: چهارشنبه 24 خرداد 1396 ساعت: 18:00

هیچکس چیزی بهآدمی نمیدهد مگر خود او و هیچکس چیزی از آدمی دریغ نمیکند مگر خود او بازی زندگی یک بازی انفرادی است. اگر خودتان عوض شوید، همه اوضاع و شرایط عوض خواهدشد. #اسکاول_شین نوشته شده در یکشنبه چهاردهم خرداد ۱۳۹۶ساعت 19:36 توسط بهار| ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آرتین حسینی‌پور تاريخ: يکشنبه 14 خرداد 1396 ساعت: 22:26

بزرگترین تشییع جنازه تاریخ به روایت کتاب "گینس" به نوشته گینس، ۱۰ میلیون و ۲۰۰ هزار نفر که حدود یک ششم کل جمعیت ایران بود در مراسم تشییع آیت الله خمینی شرکت کردند. نوشته شده در یکشنبه چهاردهم خرداد ۱۳۹۶ساعت 19:39 توسط بهار| ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آرتین حسینی‌پور تاريخ: يکشنبه 14 خرداد 1396 ساعت: 22:26

سلام صبحتون بخیر:) من در حال نوشتن یه رمان هستم حدودا تا قسمت هفتم -هشتمش رو تو ارشیو های وبلاگ گذاشتم... میخوام دوباره اون داستانو بنویسم و ادامش بدم و بذارم تو وبلاگ... اگه علاقه دارید بخونید بگید تا بگذارمش(البته انتقاد ها رو اگر درست و به جا باشه میپذیرم... ) مچکرم و راستی شما دوست دارید بیشتر ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آرتین حسینی‌پور تاريخ: پنجشنبه 11 خرداد 1396 ساعت: 16:37

این ترانه بوی نان نمی دهد بوی حرف دیگران نمی دهد سفره دلم دوباره باز شد سفره ای که بوی نان نمی دهد نامه ای که ساده و صمیمی است بوی شعر و داستان نمی دهد: ...با سلام و ارزوی طول عمر که زمانه این زمان نمی دهد کاش این زمانه زیر و رو شود روی خوش به ما نشان نمی دهد یک وجب زمین برای باغچه یک دریچه آسماادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آرتین حسینی‌پور تاريخ: پنجشنبه 11 خرداد 1396 ساعت: 16:37

سهم من گردش حزن آلودی در باغ خاطره هاست و در اندوه صدایی جان دادن که به من می گوید دست هایت را دوست دارم «فروغ» نوشته شده در سه شنبه دوم خرداد ۱۳۹۶ساعت 12:15 توسط بهار| ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آرتین حسینی‌پور تاريخ: پنجشنبه 11 خرداد 1396 ساعت: 16:37

» نمایش این صفحه بدین معناست که نویسنده وبلاگ یک مطلب را بصورت رمزدار درج کرده است و برای مشاهده کامل مطلب نیازمند آن هستید که کلمه عبور مرتبط با این مطلب را دانسته و وارد کنید.

برچسب: نویسنده: آرتین حسینی‌پور تاريخ: پنجشنبه 11 خرداد 1396 ساعت: 16:37

در حالی که اگر با دلیجان میرفتیم هزینه رفت ما در کل ۱۵نیس می شد. فاصله این دو شهر تقریبا چهل کیلومتر بود که با ماشین دو ساعت و با دلیجان پنج ساعت می شد . این اولین باری بود که سوار ماشین شدم به غیر از ما یک دختر بیست ساله هم سوار ماشین بود. دینور کمتر حرف می زد و بیشتر پروفسور روی بود که با رانندادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آرتین حسینی‌پور تاريخ: پنجشنبه 11 خرداد 1396 ساعت: 16:37

ﺩﺭﮎ ﮐﺮﺩﻥ ﻣﻦ...ﺳـــــــﺨﺖ ﺍﺳﺖ ... ﺳﺨﺖ ﺍﺳﺖ ﺩﺭﮎ ﮐﺮﺩﻥ ﻣﻦ ﮐﻪ...ﻏـــﻢ ﻫﺎﯾــﻢ ﺭﺍ ﺧﻮﺩﻡ ﻣﯿــﺪﺍﻧﻢ ﻭ ﺩﻟﻢ ... ﮐﻪ ﻫﻤﻪ ﺗﻨـــــﻬﺎ ﻟﺒــﺨـــﻨﺪﻫﺎﯾﻢ ﺭﺍ ﻣﯿﺒﯿﻨﻨﺪ ؛ ﻭ ﻫﯿــــــﭽﮑﺲ ... ﺟﺰ ﺧﻮﺩﻡ ﻧﻤﯿـــﺪﺍﻧﺪ ﭼﻘﺪﺭ ﺗﻨﻬﺎﯾــــــــﻢ ... ﮐﻪ ﭼﻘﺪﺭ ﻣﯿــــــﺘﺮﺳﻢ ... ﺍﺯ ﺑﺎﺧــــــــــﺘﻦ ... ﺍﺯ ﺍﻋﺘــــﻤﺎﺩِ ﺑﯽ ﺣﺎﺻﻞ ... ﺍﺯ ﯾــــــﺦ ﺯﺩﻥ ﺍﺣﺴادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آرتین حسینی‌پور تاريخ: پنجشنبه 11 خرداد 1396 ساعت: 16:37

صفحه بندی