خرید بک لینک
مرد میانسالی را دیدم که ایستاده بود گوشه مترو صندلی خالی شد اما ننشست ....

گفتم پدر جان صندلی خالیه بیا بشین ...گفت لباسام کثیفه نمیخوام کثیف بشید.. شبیه کارگر های ساختمانی بود

پیرزنی که ان طرف نشسته بود گفت اقا بیا بشین باز خدا را شکر که شما لباسات کثیفه... بیشتر ماها ذاتمون کثیفه زیر لباس قایمش می کنیم .

برچسب: لباس های کثیف,لباس های کثیف همسایه, نویسنده: آرتین حسینی‌پور تاريخ: چهارشنبه 5 آبان 1395 ساعت: 12:53

صفحه بندی