اشتباهی تلفن خونه یه خانم پیری رو گرفتم ، اومدم معذرت خواهی کنم هی می گفت مینا جان تویی ، هی می گفتم ببخشید مادر اشتباه گرفتم ، باز می گفت نازنین جان تویی دخترم ؟ می گفتم نه مادرجان اشتباه شده ببخشید .
اسم سوم رو که گفت دلم شکست، گفتم اره مادر جون زنگ زدم احوالتون رو بپرسم،
اونقدر ذوق کرد که من چشمهام « خیس » شد...
برچسب:
نویسنده: آرتین حسینیپور
تاريخ: جمعه
21 آبان
1395 ساعت: 11:15