
از وقتی فریاد کشید تا شهر دروغ حتی یک کلمه هم با من حرف نزد. من هم راحتش گذاشتم و چیزی بهش نگفتم. اما من فقط از او سوال کردم . انتظار داشتم با ملایمت جواب قانع کننده ای بشنوم. خودمانیم ها ماشین سواری خیلی کِیف داد! «فصل سوم: شهر دروغ» وارد شهر دروغ ...
ادامه مطلب
اولين چرخ خياطى توسط مظفرالدين شاه از سفر فرنگ به ايران آورده شد. مردم ايران در ابتدا بر این باور بودند كه دوختن لباس با آن پارچه را نجس مى كند چرا كه اين وسیله ساخت فرنگستان بود! برچسبها: عجیب و غریب ها, دانستنی هانوشته شده در جمعه نوزدهم خرداد ۱۳۹۶ساعت 19:40 توسط بهار| ...
ادامه مطلب
سلام صبحتون بخیر:) من در حال نوشتن یه رمان هستم حدودا تا قسمت هفتم -هشتمش رو تو ارشیو های وبلاگ گذاشتم... میخوام دوباره اون داستانو بنویسم و ادامش بدم و بذارم تو وبلاگ... اگه علاقه دارید بخونید بگید تا بگذارمش(البته انتقاد ها رو اگر درست و به جا باشه میپذیرم... ) مچکرم و راستی شما دوست دارید بیشتر ...
ادامه مطلب
سهم من گردش حزن آلودی در باغ خاطره هاست و در اندوه صدایی جان دادن که به من می گوید دست هایت را دوست دارم «فروغ» نوشته شده در سه شنبه دوم خرداد ۱۳۹۶ساعت 12:15 توسط بهار| ...
ادامه مطلب
در حالی که اگر با دلیجان میرفتیم هزینه رفت ما در کل ۱۵نیس می شد. فاصله این دو شهر تقریبا چهل کیلومتر بود که با ماشین دو ساعت و با دلیجان پنج ساعت می شد . این اولین باری بود که سوار ماشین شدم به غیر از ما یک دختر بیست ساله هم سوار ماشین بود. دینور کمتر حرف می زد و بیشتر پروفسور روی بود که با رانند...
ادامه مطلب
به طبقه بالا که رسیدیم من و دینور وارد اتاق خودمان شدیم پروفسور هم وارد اتاق خودش شد . اتاق دو تخت خواب داشت و نسبتا کوچک بود. یک شمع برای مواقع اضطراری + یک لامپ زرد رنگ که نور کمی داشت . من گفتم :(( 10 نیس برای همچین مکانی خیلی زیاده .اتاق های خواهر پروفسور چراغ های پر نور تری داشتند .)) دینور هم که انگار زیاد از این وضع خوشش نمی امد گفت :(( باید تحمل کرد چاره ای نداریم این ارزانترین مهمانخانه است . راستی مانا من می روم رستوران تو شام نمی خوری ؟)) _ صبر کن من هم بیایم **** صبح زود هر سه از مهمانخانه بیرون زدیم ابتدا از میدان مشاهیر گذشتیم نام ملکه ماری بزرگ و مجسمه اش برایم با شکوه بود . وقتیی این مطلب را به دینور گفتم اه کشید و گفت :((خانواده اش بدبخت شدند .)) پرسیدم :(( تو از کجا می دا...
ادامه مطلب
مرد میانسالی را دیدم که ایستاده بود گوشه مترو صندلی خالی شد اما ننشست .... گفتم پدر جان صندلی خالیه بیا بشین ...گفت لباسام کثیفه نمیخوام کثیف بشید.. شبیه کارگر های ساختمانی بود پیرزنی که ان طرف نشسته بود گفت اقا بیا بشین باز خدا را شکر که شما لباسات کثیفه... بیشتر ماها ذاتمون کثیفه زیر لباس قایمش می کنیم ....
ادامه مطلب
از چند روز دیگر نوشتن رمان مانا به طور مداوم هفته ای یک یا دو قسمت اغاز می شود بقیه قسمت ها در ارشیو هستند ...
ادامه مطلب
با سلام نوشتن رمان مانا به طور منظم ادامه پیدا خواهد کرد: هفته ای یک قسمت ، قسمت های قبلی در ارشیو هستند ...
ادامه مطلب
روزی ما دوباره کبوترهایمان را پیدا خواهیم کرد و مهربانی دست زیبایی را خواهد گرفت. روزی که کمترین سرود بوسه است و هر انسان برای هر انسان برادری است. روزی که دیگر درهای خانه شان را نمی بندند قفل افسانه ای ست و قلب برای زندگی بس است روزی که معنای هر سخن دوست داشتن است تا تو به خاطرآخرین حرف دنبال سخن نگردی. روزی که آهنگ هر حرف، زندگی ست تا من به خاطر، آخرین شعر، رنج جست و جوی قافیه نبرم. روزی که هر لب ترانه ایست تا کمترین سرود، بوسه باشد. روزی که تو بیایی، برای همیشه بیایی و مهربانی با زیبایی یکسان شود. روزی که ما دوباره برای کبوترهایمان دانه بریزیم.... و من آ...
ادامه مطلب
ادم ها تمام نمی شوند ... ادم ها نیمه های شب با انچه در پس ذهن تو برایت باقی گذاشته اند به تو هجوم می اورند .......
ادامه مطلب
با سلام یه چند تا مطلب رو باید میگفتم که در این پست میگم اول اینکه من معتقدم اگر با کسی تبادل لینک کردم حد امکان بهش سر بزنم و اصلا هم دوست ندارم با کسی تبادل لینک کنم که اصلا به وبم نیاد !!! و اینکه اگر خواستین لینکم کنید بهم اطلاع بدین اگر وبتون خوب باشه تبادل لینک می کنم والبته وب همه خوبه اما میدونین که سلیقه ها فرق داره و من برای وبم قانون نذاشتم اما این ها رو گفتم بدونین که من به وبلاگ دوستان سر میزنم راستی از اتنای عزیز بابت کامنت های زیباش مچکرم...
ادامه مطلب
ﻓﺮﺍﻣـﻮﺵ ﻧﮑـﻦ ﮐﻪ ﺑﺮﮔــ ﻫﺎﯼ ﭘﺎﯾﯿـــــﺰی ﺳﺮﺷﺎﺭ ﺍﺯ ﺷﻌــﻮﺭ ِ ﺩﺭﺧﺖ ﺍﻧﺪ ! ﻭ ﺧﺎﻃـﺮﺍﺕ ﺳﻪ ﻓﺼــﻞ ﺭﺍ ﺑﺮ ﺩﻭﺵ ﻣﯽ ﮐﺸﻨﺪ! ﺁﺭﺍﻡ ﻗـﺪﻡ ﺑﮕﺬﺍﺭ ﺑﺮ ﭼﻬــﺮﻩ ﯼ ﺗﮑﯿﺪﻩ ﯼ ﺁﻥ ﻫﺎ ﺍﯾﻦ ﺑﺮﮔــــ ﻫﺎ ﺣﺮﻣـﺖ ﺩﺍﺭﻧﺪ … پ.ن :یادش به خیر وقتی پاییز میامد بی صبرانه منتظر ریختن برگ درختان بودم تا با کفش هایم بپرم رویشان و صدای گوش نواز خش خششان را بشنوم ...
ادامه مطلب
اسپانیا :فرو بردن نان در سوپ ممنوع است افریقای جنوبی:در مورد بوی غذا نظر ندهید پرتغال :نمک و فلفل اضافی نخواهید کره جنوبی :میز غذا را قبل از بزرگتر ها ترک نکنید تایلند :استفاده از چنگال ممنوع است ایتالیا :ماکارونی را تکه نکنید چین:غذا خود را تا اخر نخورید با این کار انها فکر می کنند که میزبان سخاوتمندانه غذای زیادی در بشقاب قرار داده که شما قادر به تمام کردنش نبوده اید ...
ادامه مطلب
وقتی جهان از ریشه جهنم و ادم از عدم وسعی از ریشه های یأس می اید وقتی که یک تفاوت ساده در حرف کفتار را به کفتر تبدیل میکند باید به بی تفاوتی واژه ها و واژه های بی طرفی مثل نان دلبست نان را از هر طرف بخوانی نان است «قیصر امین پور » ...
ادامه مطلب
حرف های ما هنوز ناتمام تا نگاه می کنی وقت رفتن است باز هم همان حکایت همیشگی لحظه عزیمت تو ناگزیر می شود آی... ناگهان چقدر زود دیر می شود ((قیصر امین پور)) ...
ادامه مطلب