
از وقتی فریاد کشید تا شهر دروغ حتی یک کلمه هم با من حرف نزد. من هم راحتش گذاشتم و چیزی بهش نگفتم. اما من فقط از او سوال کردم . انتظار داشتم با ملایمت جواب قانع کننده ای بشنوم. خودمانیم ها ماشین سواری خیلی کِیف داد! «فصل سوم: شهر دروغ» وارد شهر دروغ ...
ادامه مطلب
اولين چرخ خياطى توسط مظفرالدين شاه از سفر فرنگ به ايران آورده شد. مردم ايران در ابتدا بر این باور بودند كه دوختن لباس با آن پارچه را نجس مى كند چرا كه اين وسیله ساخت فرنگستان بود! برچسبها: عجیب و غریب ها, دانستنی هانوشته شده در جمعه نوزدهم خرداد ۱۳۹۶ساعت 19:40 توسط بهار| ...
ادامه مطلب
تفلُد تفلُدت مباااااارکـ♥ــ خواهری گلمان امروز*_*تولدشـ♥ــه^_^ مباااااارک مبااااارک تولدت مبارک:) یگانه عزیـــــــــــــزم^_^ خیلییییی خوشحالم از اینکه با تو آشنا شدم خیلیییییی خییییلیییی تبریک میگم^_^ و برات بهـــــترین آرزوهــــــا رو دارم^_^ اُمیدوارم همیــــــــشه خوب باشی^_^ و هم...
ادامه مطلب
بزرگترین تشییع جنازه تاریخ به روایت کتاب "گینس" به نوشته گینس، ۱۰ میلیون و ۲۰۰ هزار نفر که حدود یک ششم کل جمعیت ایران بود در مراسم تشییع آیت الله خمینی شرکت کردند. نوشته شده در یکشنبه چهاردهم خرداد ۱۳۹۶ساعت 19:39 توسط بهار| ...
ادامه مطلب
این ترانه بوی نان نمی دهد بوی حرف دیگران نمی دهد سفره دلم دوباره باز شد سفره ای که بوی نان نمی دهد نامه ای که ساده و صمیمی است بوی شعر و داستان نمی دهد: ...با سلام و ارزوی طول عمر که زمانه این زمان نمی دهد کاش این زمانه زیر و رو شود روی خوش به ما نشان نمی دهد یک وجب زمین برای باغچه یک دریچه آسما...
ادامه مطلب
در حالی که اگر با دلیجان میرفتیم هزینه رفت ما در کل ۱۵نیس می شد. فاصله این دو شهر تقریبا چهل کیلومتر بود که با ماشین دو ساعت و با دلیجان پنج ساعت می شد . این اولین باری بود که سوار ماشین شدم به غیر از ما یک دختر بیست ساله هم سوار ماشین بود. دینور کمتر حرف می زد و بیشتر پروفسور روی بود که با رانند...
ادامه مطلب
به طبقه بالا که رسیدیم من و دینور وارد اتاق خودمان شدیم پروفسور هم وارد اتاق خودش شد . اتاق دو تخت خواب داشت و نسبتا کوچک بود. یک شمع برای مواقع اضطراری + یک لامپ زرد رنگ که نور کمی داشت . من گفتم :(( 10 نیس برای همچین مکانی خیلی زیاده .اتاق های خواهر پروفسور چراغ های پر نور تری داشتند .)) دینور هم که انگار زیاد از این وضع خوشش نمی امد گفت :(( باید تحمل کرد چاره ای نداریم این ارزانترین مهمانخانه است . راستی مانا من می روم رستوران تو شام نمی خوری ؟)) _ صبر کن من هم بیایم **** صبح زود هر سه از مهمانخانه بیرون زدیم ابتدا از میدان مشاهیر گذشتیم نام ملکه ماری بزرگ و مجسمه اش برایم با شکوه بود . وقتیی این مطلب را به دینور گفتم اه کشید و گفت :((خانواده اش بدبخت شدند .)) پرسیدم :(( تو از کجا می دا...
ادامه مطلب
آدم ها وقتی آرامند زشتی هایشان ته نشین می شود و زلال به نظر می ایند ٬برای شناخت انها قبل از مصرف خوب تکانشان دهید !!!...
ادامه مطلب
مرد میانسالی را دیدم که ایستاده بود گوشه مترو صندلی خالی شد اما ننشست .... گفتم پدر جان صندلی خالیه بیا بشین ...گفت لباسام کثیفه نمیخوام کثیف بشید.. شبیه کارگر های ساختمانی بود پیرزنی که ان طرف نشسته بود گفت اقا بیا بشین باز خدا را شکر که شما لباسات کثیفه... بیشتر ماها ذاتمون کثیفه زیر لباس قایمش می کنیم ....
ادامه مطلب
خیلی از جواب ندادن ها به خاطراین نیست که ادم جوابی برای گفتن نداره...بلکه به خاطر این است که دلش نمی خواهد خودش رو تا سطح هم کلام شدن با طرف مقابل پایین بیاره... پی نوشت : اگرجلوی بعضیا بخندی پررو میشن جدی باشی سنگین تری ...
ادامه مطلب
ببخشید سکه دارید ؟ می خواهم زنگ بزنم به گذشته ... به ان روز ها به صداقت به وفا !! به راستگویی به قول و قرار ... در پاسخ شنید به کی میخواهی زنگ بزنی ؟ زمانی تلفن کم بود اما ادم های زیادی بودند که بهشان زنگ بزنیم و یکدل سیر حرف بزنیم ... حالا تلفن زیاد است اما ادم های کمی هستند که دلمان حرف های شان را می خواهد . پ.ن : این روزها همه به بهانه این که خرج و مخارج زیاد است مهمانی نمیدهند یا برای اینکه پول شارژ زیاده به کسی تلفن نمیکنند کسانی که واقعا ندارند خب حق دارند اما طرف صحبتم با شمایی که داری است ایا ارزشش را ندارد که هر چند ماهی یک بار دو هزار تومان بدهیم با دوست و...
ادامه مطلب
چه جالب است ناز را می کشیم اه را میکشیم اما هنوز انقدر نقاش ماهری نشده ایم که «دست »بکشیم! از هر انچه ازارمان می دهد. ...
ادامه مطلب
روزی ما دوباره کبوترهایمان را پیدا خواهیم کرد و مهربانی دست زیبایی را خواهد گرفت. روزی که کمترین سرود بوسه است و هر انسان برای هر انسان برادری است. روزی که دیگر درهای خانه شان را نمی بندند قفل افسانه ای ست و قلب برای زندگی بس است روزی که معنای هر سخن دوست داشتن است تا تو به خاطرآخرین حرف دنبال سخن نگردی. روزی که آهنگ هر حرف، زندگی ست تا من به خاطر، آخرین شعر، رنج جست و جوی قافیه نبرم. روزی که هر لب ترانه ایست تا کمترین سرود، بوسه باشد. روزی که تو بیایی، برای همیشه بیایی و مهربانی با زیبایی یکسان شود. روزی که ما دوباره برای کبوترهایمان دانه بریزیم.... و من آ...
ادامه مطلب
...
ادامه مطلب
ال پاچینو می گفت :(( گاهی وقت ها دادن شانس دوباره به کسی مثل دادن یک گلوله اضافه به اوست برای اینکه بار اول نتونسته تو رو خوب هدف بگیره !!))...
ادامه مطلب
با سلام به خوانندگان گرامی در این پست می خواهم روش درست کردن یک تابلوی زیبارا با پوست تخم مرغ اموزش دهم در مرحله اول یک سطح برای کارمان انتخاب می کنیم مانند مقوا یا چوب یا... در مرحله دوم پوست تخم مرغ را از لایه پیازی اش جدا می کنیم این کار با گذاشتن پوست تخم مرغ در اب گرم امکان پذیر است زیرا جدا کردن لایه پیازی باعث بهتر چسبیدن پوست تخم مرغ می شود سپس پوست تخم مرغ را مانند شکل زیر خرد می کنیم ...
ادامه مطلب
عیدتون مبارک ...
ادامه مطلب
ﻓﺮﺍﻣـﻮﺵ ﻧﮑـﻦ ﮐﻪ ﺑﺮﮔــ ﻫﺎﯼ ﭘﺎﯾﯿـــــﺰی ﺳﺮﺷﺎﺭ ﺍﺯ ﺷﻌــﻮﺭ ِ ﺩﺭﺧﺖ ﺍﻧﺪ ! ﻭ ﺧﺎﻃـﺮﺍﺕ ﺳﻪ ﻓﺼــﻞ ﺭﺍ ﺑﺮ ﺩﻭﺵ ﻣﯽ ﮐﺸﻨﺪ! ﺁﺭﺍﻡ ﻗـﺪﻡ ﺑﮕﺬﺍﺭ ﺑﺮ ﭼﻬــﺮﻩ ﯼ ﺗﮑﯿﺪﻩ ﯼ ﺁﻥ ﻫﺎ ﺍﯾﻦ ﺑﺮﮔــــ ﻫﺎ ﺣﺮﻣـﺖ ﺩﺍﺭﻧﺪ … پ.ن :یادش به خیر وقتی پاییز میامد بی صبرانه منتظر ریختن برگ درختان بودم تا با کفش هایم بپرم رویشان و صدای گوش نواز خش خششان را بشنوم ...
ادامه مطلب
وقتی جهان از ریشه جهنم و ادم از عدم وسعی از ریشه های یأس می اید وقتی که یک تفاوت ساده در حرف کفتار را به کفتر تبدیل میکند باید به بی تفاوتی واژه ها و واژه های بی طرفی مثل نان دلبست نان را از هر طرف بخوانی نان است «قیصر امین پور » ...
ادامه مطلب