رزسفید

متن مرتبط با «قصه ی روزگار» در سایت رزسفید نوشته شده است

خسته ام از این کویر

  • نیلوبلاگ

    خسته ام از این کویر٬ این کویر کور و پیر این هبوط بی دلیل ٬این سقوط ناگزیر آسمان بی هدف٬باد های بی طرف ابر های سربه راه٬بید های سر به زیر ای نظارهٕ شگفت٬ای نگاه ناگهان! ای هماره در نظر٬ای هنوز بی نظیر! آیه آیه ات صریح٬ سوره سوره ات فصیح! مثل خطی از هبوط٬مثل سطری از کویر مثل شعر ناگهان٬مثل گ...

    ادامه مطلب
  • تسلیت

  • نیلوبلاگ

    تسلیت میگم به ملت ایران و خانواده های شهدای مجلس و حرم امام خمینی(ره) ...

    ادامه مطلب
  • «رمان مانا قسمت یازدهم٬نویسنده:نویسنده وبلاگ رز سفید(بهار)»

  • نیلوبلاگ

    از وقتی فریاد کشید تا شهر دروغ حتی یک کلمه هم با من حرف نزد. من هم راحتش گذاشتم و چیزی بهش نگفتم. اما من فقط از او سوال کردم . انتظار داشتم با ملایمت جواب قانع کننده ای بشنوم. خودمانیم ها ماشین سواری خیلی کِیف داد! «فصل سوم: شهر دروغ» وارد شهر دروغ ...

    ادامه مطلب
  • عجیب و غریب ها!

  • نیلوبلاگ

    اولين چرخ خياطى توسط مظفرالدين شاه از سفر فرنگ به ايران آورده شد. مردم ايران در ابتدا بر این باور بودند كه دوختن لباس با آن پارچه را نجس مى كند چرا كه اين وسیله ساخت فرنگستان بود! برچسبها: عجیب و غریب ها, دانستنی هانوشته شده در جمعه نوزدهم خرداد ۱۳۹۶ساعت 19:40 توسط بهار| ...

    ادامه مطلب
  • لطفا یکی مرا از مرگ نجات دهد!

  • نیلوبلاگ

    _گفت : جمعه ها آدم خیلی دلش میگیره ولی از اون بدتر اینه که عصرِ جمعه خونه باشی و بارون بزنه. _گفتم : آره؛ اینجوری که آدمو خفه میکنه! _گفت : میدونی؟ خیلیا توو جمعه شاعر شدن! تو حالا چیزی توو جمعه ها نوشتی؟ _گفتم : من جمعه ها رو شیشه ی بخار گرفته ی پنجره، با انگشت مینویسم : "لطفا یکی مرا از مرگ نجات...

    ادامه مطلب
  • بزرگترین تشیع جنازه تاریخ

  • نیلوبلاگ

    بزرگترین تشییع جنازه تاریخ به روایت کتاب "گینس" به نوشته گینس، ۱۰ میلیون و ۲۰۰ هزار نفر که حدود یک ششم کل جمعیت ایران بود در مراسم تشییع آیت الله خمینی شرکت کردند. نوشته شده در یکشنبه چهاردهم خرداد ۱۳۹۶ساعت 19:39 توسط بهار| ...

    ادامه مطلب
  • اطلاعیه...

  • نیلوبلاگ

    سلام صبحتون بخیر:) من در حال نوشتن یه رمان هستم حدودا تا قسمت هفتم -هشتمش رو تو ارشیو های وبلاگ گذاشتم... میخوام دوباره اون داستانو بنویسم و ادامش بدم و بذارم تو وبلاگ... اگه علاقه دارید بخونید بگید تا بگذارمش(البته انتقاد ها رو اگر درست و به جا باشه میپذیرم... ) مچکرم و راستی شما دوست دارید بیشتر ...

    ادامه مطلب
  • نامه ای برای تو

  • نیلوبلاگ

    این ترانه بوی نان نمی دهد بوی حرف دیگران نمی دهد سفره دلم دوباره باز شد سفره ای که بوی نان نمی دهد نامه ای که ساده و صمیمی است بوی شعر و داستان نمی دهد: ...با سلام و ارزوی طول عمر که زمانه این زمان نمی دهد کاش این زمانه زیر و رو شود روی خوش به ما نشان نمی دهد یک وجب زمین برای باغچه یک دریچه آسما...

    ادامه مطلب
  • دست هایت را دوست دارم!

  • نیلوبلاگ

    سهم من گردش حزن آلودی در باغ خاطره هاست و در اندوه صدایی جان دادن که به من می گوید دست هایت را دوست دارم «فروغ» نوشته شده در سه شنبه دوم خرداد ۱۳۹۶ساعت 12:15 توسط بهار| ...

    ادامه مطلب
  • رمان مانا قسمت دهم نویسنده «نویسنده وبلاگ رز سفید_بهار»

  • نیلوبلاگ

    در حالی که اگر با دلیجان میرفتیم هزینه رفت ما در کل ۱۵نیس می شد. فاصله این دو شهر تقریبا چهل کیلومتر بود که با ماشین دو ساعت و با دلیجان پنج ساعت می شد . این اولین باری بود که سوار ماشین شدم به غیر از ما یک دختر بیست ساله هم سوار ماشین بود. دینور کمتر حرف می زد و بیشتر پروفسور روی بود که با رانند...

    ادامه مطلب
  • میهمان سر زده

  • نیلوبلاگ

    لحظه ای که خسته ام لحظه ای که روی دسته های نرم صندلی یا به پایه های سخت میز تکیه می دهم مثل میهمان سر زده پا به راه و بی قرار رفتنم فکر می کنم میزبان من اجتماع کور موریانه هاست موریانه های ریز موریانه های بی تمیز میز های کوچک و بزرگ را چشم بسته ...

    ادامه مطلب
  • خدایا !

  • نیلوبلاگ

    خدایا نمیدونم چرا اینقدر نسبت به یکدیگه بی تفاوت شدیم ؟ چرا اصلا از همدیگه یادی نمی کنیم ؟ چرا فقط تو مواقع شادی همراه یکدیگه ایم ؟ چرا احساسات همدیگه رو خیلی راحت زیر پا میذاریم ؟ این احساسات راز بقای دوستی هاست اگر نگهش داریم برای اینده -اصلا نگهش داریم برای کدوم اینده ؟ اینده گذشته ما حال است پس چرا اینقدر مغروریم ؟ چرا غرورمون رو زیر پا نگذاریم ؟ این وروجک کوچولو -منظورم غروره - خیلی لوسش کردیم کمی هم عادتش بدیم بدون ما زندگی کنه ... چرا خسته ایم ؟ چرا به خودمون امید ندیم ؟ چرا از برگ ها ٬از نسیم ٬از باد چرا از این ها کمی شاد بودن رو یاد نگیریم ؟ ما خسته ایم چون میگیم خسته ایم چون تظاهر میکنیم خسته ایم یا چون واقعا خسته ایم اما ما هممون شادیم ما بهترینیم ما خوشبختیم ......

    ادامه مطلب
  • وقتی یک نفر...

  • نیلوبلاگ

    وقتی یک نفر زیاد می خندد حتی به چیز های کوچک مطمئن باش او عمیقا در درونش غمگین است . وقتی یک نفر زیاد می خوابد مطمئن باش تنهاست. وقتی یک نفر کم حرف میزند و اگر حرف بزند کوتاه و سریع ، او راز نگهدار است. وقتی یک نفر نمی تواند گریه کند ضعیف است . وقتی یک نفر برای چیز های کوچک می گرید بی گناه و خوش قلب است . وقتی یک نفر از چیز های کوچک و احمقانه عصبانی می شود ، عاشق است....

    ادامه مطلب
  • مانا قسمت هشتم نویسنده :نویسنده وبلاگ رز سفید «بهار»

  • نیلوبلاگ

    به طبقه بالا که رسیدیم من و دینور وارد اتاق خودمان شدیم پروفسور هم وارد اتاق خودش شد . اتاق دو تخت خواب داشت و نسبتا کوچک بود. یک شمع برای مواقع اضطراری + یک لامپ زرد رنگ که نور کمی داشت . من گفتم :(( 10 نیس برای همچین مکانی خیلی زیاده .اتاق های خواهر پروفسور چراغ های پر نور تری داشتند .)) دینور هم که انگار زیاد از این وضع خوشش نمی امد گفت :(( باید تحمل کرد چاره ای نداریم این ارزانترین مهمانخانه است . راستی مانا من می روم رستوران تو شام نمی خوری ؟)) _ صبر کن من هم بیایم **** صبح زود هر سه از مهمانخانه بیرون زدیم ابتدا از میدان مشاهیر گذشتیم نام ملکه ماری بزرگ و مجسمه اش برایم با شکوه بود . وقتیی این مطلب را به دینور گفتم اه کشید و گفت :((خانواده اش بدبخت شدند .)) پرسیدم :(( تو از کجا می دا...

    ادامه مطلب
  • خوشحالی پیرزن

  • نیلوبلاگ

    اشتباهی تلفن خونه یه خانم پیری رو گرفتم ، اومدم معذرت خواهی کنم هی می گفت مینا جان تویی ، هی می گفتم ببخشید مادر اشتباه گرفتم ، باز می گفت نازنین جان تویی دخترم ؟ می گفتم نه مادرجان اشتباه شده ببخشید . اسم سوم رو که گفت دلم شکست، گفتم اره مادر جون زنگ زدم احوالتون رو بپرسم، اونقدر ذوق کرد که من چشمهام « خیس » شد......

    ادامه مطلب
  • پاییز

  • نیلوبلاگ

    پ.ن: یک متنی هم زیرش نوشتم اما هی هنگ میکردنزدیک سه بار نوشتم ثبت نشد این متن رو بعدا می نویسم ......

    ادامه مطلب
  • قبل از مصرف تکان دهید!!!

  • نیلوبلاگ

    آدم ها وقتی آرامند زشتی هایشان ته نشین می شود و زلال به نظر می ایند ٬برای شناخت انها قبل از مصرف خوب تکانشان دهید !!!...

    ادامه مطلب
  • او نمی فهمد...

  • نیلوبلاگ

    در نگاه کسی که نمی فهمد ٬هر چقدر بیشتر اوج بگیری٬کوچک تر خواهی شد..........

    ادامه مطلب
  • لباس های کثیف

  • نیلوبلاگ

    مرد میانسالی را دیدم که ایستاده بود گوشه مترو صندلی خالی شد اما ننشست .... گفتم پدر جان صندلی خالیه بیا بشین ...گفت لباسام کثیفه نمیخوام کثیف بشید.. شبیه کارگر های ساختمانی بود پیرزنی که ان طرف نشسته بود گفت اقا بیا بشین باز خدا را شکر که شما لباسات کثیفه... بیشتر ماها ذاتمون کثیفه زیر لباس قایمش می کنیم ....

    ادامه مطلب
  • شعور یعنی چه ؟

  • نیلوبلاگ

    یادتان باشد سواد هیچ وقت شعور نمی اورد ... شعور یعنی تشخیص کار خوب از بد شعور یعنی تشخیص کار درست از اشتباه !! شعور یعنی دیگران را تحقیر نکردن یعنی ان ها را زیر پایمان خرد نکنیم یعنی نگه داشتن احترام یعنی دیگران را به سخره نگیریم یعنی بفهمیم دیگران هم احساس دارند ان ها به اندازه ما باهوش هستند و به اندازه ما می فهمند سواد یاد گرفتن فرمول و اطلاعات در علم و یا مبحث خاصی است ؟ اما این شعور است که راه درست استفاده از علم رو به ما میگه ! شعور رو به کسی نمیشه اموزش دادیک انسان می بایست در درون خودش طلب شعور کند تا به ان دست یابد....

    ادامه مطلب
  • برچسب‌های مرتبط

    خدایا شکرت | خدایا کمکم کن | خدایا دلم گرفته | قبل از مصرف تكان دهيد | قبل از مصرف خوب تکان دهید | او که میرود نمیفهمد | خسته ام خسته او نمیفهمد | لباس های کثیف | لباس های کثیف همسایه | شعور یعنی چه